افزایش بحران‌های زیست محیطی نتیجه ورود غیرعاقلانه سیاست به محیط زیست

افزایش بحران‌های زیست محیطی نتیجه ورود غیرعاقلانه سیاست به محیط زیست



یک پژوهشگر جامعه شناس تغییر اقلیم با اشاره به اینکه جنگ آب زاده بحران آب نیست، گفت: دولت غیرمدنی و سیاستگذاری‌های غیرمدنی دارد که جنگ آب را ایجاد می‌کند بنابراین اگر ورود سیاست به محیط زیست خردمندانه نباشد باعث افزایش بحران‌های محیط زیستی می‌شود.

به گزارش ایسنا، گیتی خزایی در نشست تخصصی محیط زیست؛ سیاست و صلح که در انجمن جامعه شناسی ایران برگزار شد، اظهار کرد: واضح است که محیط زیست یک مسئله مهم برای کشور ماست و در حال حاضر دچار بحران‌های محیط زیستی هستیم و توان سرزمین ما به لحاظ محیط زیستی در معرض خطر قرار دارد بنابراین مفروض اصلی ما محیط زیست است.

وی ادامه داد: بحران‌های محیط زیست و تغییرات اقلیم در خاورمیانه بسیار گسترده شده است. برخی پژوهشگران در حال بررسی این موضوع هستند که الگوی تغییر اقلیم در منطقه خاورمیانه از الگوی تغییر اقلیم در اروپا پیروی نمی‌کنند. خشکیدگی سرزمین مهمترین مسئله ناشی از پدیده تغییر اقلیم در خاورمیانه است که ناشی از عوامل انسان ساخت مثل مدیریت نادرست منابع آب و بهره برداری بیش از حد از منابع طبیعی است.

این پژوهشگر جامعه‌شناسی تغییر اقلیم با بیان اینکه نسبت بین محیط زیست و صلح یک نسبت توامان است. قطعا هر موضوع محیط زیستی با رویکرد صلح آمیز و صلح جویانه به جهان مطرح می‌شود و واضح است که محیط زیست متناظر با بحث صلح است. طبیعتا هر تهدیدی در حوزه محیط زیست تهدیدی برای صلح به حساب می‌آید.

خزائی با تاکید بر اینکه بحران‌های محیط زیستی و بحران‌های تغییر اقلیم تهدیدهای امنیتی به حساب می‌آیند، گفت: حوزه سیاستگذاری می‌تواند تشدید کننده یا تعدیل‌کننده بحران‌های محیط زیستی باشد. به همین نسبت حوزه سیاستگذاری می‌تواند تهدیدهای امنیتی را تعدیل یا تشدید کند. تهدیدهای امنیتی و خدشه وارد شدن به صلح می‌تواند ناشی از تخریب محیط زیست باشد. همانطور که خشکیدگی خاورمیانه را تهدید می‌کند.

وی تاکید کرد: خشکیدگی باعث از بین رفتن زایایی زمین و در نتیجه مرگ زمین و مرگ حیات اجتماعی می‌شود. واضح است که اگر خشکیدگی در سطح گسترده رخ دهد، حیات اجتماعی را به شدت تهدید می‌کند. از بین رفتن گونه‌های مختلف جانوری و فرسایش خاک از دیگر عوامل تخریب محیط زیست و عوامل تهدید کننده صلح و امنیت در خاورمیانه به حساب می‌آید.

این پژوهشگر جامعه شناسی تغییر اقلیم ادامه داد: از بین رفتن زایایی زمین باعث از بین رفتن اشتغال، امنیت اجتماعی و حرفه‌ای و تشدید مهاجرت و خالی شدن مناطق از سکنه همچنین تهدید امنیت غذایی می‌شود. افزون بر اینها بیابانی شدن، مناطق را از قدرت و نظارت دولت مرکزی خارج می‌کند و همین موضوع تهدید امنیتی به حساب می‌آید. در حال حاضر هم در ایران شاهدیم که مناطق بیابانی پرخطرترین مناطق برای حفاظت و تامین امنیت هستند.

خزایی با اشاره به اینکه بیکاری، بی‌خانمانی و حاشیه نشینی از دیگر عوارض تخریب محیط زیست است، گفت: در مناطقی مثل زابل شاهدیم که تغییرات اقلیمی این مناطق را به آسیب دیده ترین نقاط تبدیل کرده و المان‌های صلح و امنیت را به خطر انداخته است. تاخیر در امر توسعه تهدید دیگری است که از تخریب محیط زیست نشأت می‌گیرد.

وی ادامه داد: تاخیر در توسعه اقتصادی و وجود نقصان در این حوزه سرمایه اجتماعی کشور را کاهش می‌دهد و سیستم سیاستگذاری را ناگزیر می‌کند که تعهدات اجتماعی را بازبینی می‌کند و حتی از سیاست‌های پیشین عدول کند. برای مثال اصلا عجیب نیست که افزایش بحران کشاورزی در ایران تاثیراتی را روی تامین اجتماعی بگذارد. حتی تامین اجتماعی را مجبور کند که تا ۱۰ سال آینده از سیاست‌های خود عبور کند البته می‌توان با برنامه ریزی این روند را کنترل کرد اما اگر این شرایط تداوم یابد روند خوشبینانه‌ای رقم نخواهد خورد.

این پژوهشگر جامعه شناسی تغییر اقلیم با اشاره به تاخیر در توسعه سیاسی و رابطه آن با محیط زیست اظهار کرد: پیش از این مقاله‌ای در مورد نسبت خشکسالی با توتالیترسازی نوشته‌اند. معتقدم که حوزه سیاست می‌تواند باعث ناامنی در نظام اجتماعی شود و این زمانی است که حکومت غیرمدنی باشد. واضح است که حکومت غیرمدنی به شدت تاثیرات ناشی از تغییر اقلیم را تشدید می‌کند.

خزائی تاکید کرد: اگر سیاستگذاری‌ها قهری و انتظامی باشد بحران‌های محیط زیستی تشدید خواهند شد. جنگ آب نمونه بارز این موضوع است. معتقدم این بحران آب نیست که جنگ آب را ایجاد می‌کند بلکه دولت غیرمدنی است که جنگ آب را خلق می‌کند و سیاستگذاری غیرمدنی است که بحران آب را به جنگ آب تبدیل می‌کند.

وی ادامه داد: طی ۲۰۰۰ سال اخیر ایران همیشه منطقه خشکی بوده است که وجود قنات همین موضوع را نشان می‌دهد اما شرایط کنونی نشان می‌دهد که نباید از بحران‌های محیط زیستی نتیجه گیری چالش امنیتی بکنیم چون آنچه این چالش‌ها را ایجاد می‌کند سیاستگذاری‌های غلط و ورود نادرست حوزه سیاست به حوزه محیط زیست است که مسائل را تبدیل به بحران می‌کند.

خزائی با اشاره به مسئله تهدید تمدن به عنوان یک پیامد محیط زیستی اظهار کرد: تهدید تمدن موضوعی است که باید نسبت به آن با تانی برخورد شود. ایران در بدترین شرایط هم خالی از سکنه نشده، در حالیکه همواره کشوری خشک بوده، در حال حاضر در دوره شکار قرار نداریم که وضعیت آبی باعث خالی شدن مناطق از سکنه شود و یک سرزمین به طور کامل خالی و تمدن آن از بین برود.

وی تاکید کرد: آنچه تمدن را تهدید می‌کند از بین رفتن زایایی تمدن است بنابراین بحث سیاستگذاری در حفظ و زایایی تمدن یا بالعکس بسیار اثرگذار است. اگر نحوه ورود سیاست به محیط زیست خردمندانه باشد باعث کاهش بحران‌های محیط زیستی خواهد شد.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

درباره

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه

اجرا شده توسط: همیار وردپرس